هم کلام با مـادر (سلام الله علیها)
تا وارد اتاق شدم از خواب پرید.
رو پیشونیش عرق نشسته بود
گفتم : چی شده داداش؟
گفت: یه ساعت بود با حضرت زهرا (سلام الله علیها) حرف میزدم
ادامه داد: فقط از خدا میخوام که روز شهادت بی بی شهید شم .
روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود
قنوت نماز صبح بود که ترکش خورد به پهلوش ...
ܓܨشهید علیرضا هاشم نژاد
+ نوشته شده در دوشنبه دوم تیر ۱۳۹۳ ساعت 18:14 توسط جاماندهـ نسـل سـومے
|